دانشگاه شهید بهشتی
ورود  English
اذان صبح به افق تهران: 04:21:11

دهه کرامت و یادی از شاهچراغ علیه السلام

تاریخ انتشار: 1397/04/27 11:53 ق.ظ
دکتر محمد مهدی رضائی
کارشناس نمایندگی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی
آنچه از مفهوم کرامت در لغت و در نزد مردم و لسان آیات و روایات برداشت می‌شود، اگر در طول تاریخی که در دست بشر است مورد جستجو قرار گیرد، کامل‌ترین و برترین مصادیق آن را می‌توان در وجود مبارک حضرات معصومین علیهم السلام یافت.
از کرامت در گفتار و رفتار با دیگران تا کرامت در کمک مالی و غیر مالی در حد توان به دیگران، از «إذا مَرّوا بِاللَّغو مَرّوا کِراماً» تا «إنّ أکرَمَکُم عِندَ اللهِ أتقاکُم» تا «بَل عِبادٌ مُکرَمون لایَسبِقونَهُ بِالقول و هُم بِأمرِه یَعمَلُون».
اما یادی از شاهچراغ علیه السلام؛ فرزند ارشد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام جناب احمدبن موسی الکاظم (شاهچراغ) که از برادران حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام است، علاوه بر علم و ورع به کرامت و بزرگواری معروف و مشهور بوده که ششم ذیقعده بعنوان روز بزرگداشت آن حضرت نام گرفته است.
در زمان خلافت مأمون عباسی که قیام و نهضت سادات هاشمی و علوی به اوج خود رسیده بود و با زعامت حضرت امام رضا علیه السلام اسلام راستین و حاکمیت الهی ترویج می‌شد، مأمون به منظور فرونشاندن مبارزات انقلابی شیعیان و تحکیم خلافت متزلزل عباسی، ولایتعهدی خود را به امام رضا علیه السلام تحمیل و به این بهانه حضرتش را از مدینه به طوس انتقال داد.
حضرت احمد بن موسی نیز در همین سال‌ها (198 تا 203 ه.ق) به همراه دو تن از برادرانش به نام‌های محمد و حسین و گروه زیادی از برادرزادگان، خویشان و شیعیان، بالغ بر دو یا سه هزار نفر از طریق بصره عازم خراسان شدند و از هر شهر و دیاری که می‌گذشتند، بر تعداد همراهانشان افزوده می‌شد، به طوری که برخی از مورّخان تعداد یاران احمد بن موسی را نزدیک به پانزده هزار نفر ذکر کرده‌اند.
با تفاصیلی که در تواریخ ذکر کرده‌اند سرانجام مأمون، امام رئوف را در سال 202 ه.ق مسموم کرد و به شهادت رساند.
خبر حرکت احمد بن موسی توسط کارگزاران حکومتی به مأمون رسید. مأمون که ورود برادران امام را به مرکز حکومت، تهدیدی جدی برای موقعیت حساس خود می‌دید، دستور داد که در هرجا قافله بنی‌هاشم را یافتند، مانع از حرکت‌شان شوند و آنها را به مدینه بازگردانند یا به قتل برسانند.
این دستور به هر شهری که می‌رسید، کاروان از آنجا گذشته بود، مگر در شیراز که پیش از رسیدن کاروان احمد بن موسی علیه السلام، حکم به حاکم وقت رسید. حاکم فارس «قتلغ خان» که مردی سفاک و خونریز بود با لشکری انبوه از شهر خارج شد و در برابر کاروان اردو زد.
احمد بن موسی علیه السلام در دو فرسنگی شیراز با قتلغ خان روبرو شد. در آن‌جا خبر شهادت برادرش علی بن موسی الرضا علیه السلام انتشار یافت، و به احمد بن موسی خبر دادند که اگر قصد دیدن برادر خود را دارید، بدانید که وی فوت شده است.
احمد بن موسی علیه السلام  که وضع را چنین دید،‌ دانست که اوّلاً برادرش در طوس شهید شده است؛ ثانیاً بازگشتن به مدینه و یا غیر آن ممکن نیست؛ و ثالثاً این جماعت به قصد مقاتله و جدال در این‌جا گرد آمده‌اند. یاران و همراهان خود را خواست و جریان را به آگاهی همه رساند و افزود: قصد این‌ها ریختن خون فرزندان علی بن ابی طالب است، هر کس از شما مایل به بازگشت باشد یا راه فراری بداند، می‌تواند جان از مهلکه به سلامت ببرد که من چاره‌ای جز جهاد با این اشرار ندارم.
تمامی برادران و یاران احمد بن موسی علیه السلام خواستند که در رکاب وی جهاد کنند. آن بزرگوار در حق آن‌ها دعای خیری کرد و فرمود: پس برای مبارزه،‌ خود را آماده سازید.
سپاه قتلغ خان در برابر یاران احمد بن موسی صف‌های خود را آراستند، و جنگ نابرابری آغاز شد. در نتیجه رشادت و فداکاری یاران احمد بن موسی علیه السلام، دشمن شکست خورد و عقب‌نشینی کرد. این جدال در سه نوبت و به مدت چند روز ادامه یافت. در پیکار سوم، سپاهیان قتلغ خان شکست خوردند و ناچار از محل درگیری ـ‌ قریه «کُشن» ـ تا نزدیک برج و باروی شهر شیراز به مسافت سه فرسخ عقب نشستند و به درون حصار شهر پناه بردند و دروازه‌های شهر را محکم بستند. احمد بن موسی علیه السلام به اردوگاه خویش در قریه «کُشن» بازگشت. در این نبرد، عده‌ای از امامزادگان و اصحاب احمد بن موسی علیه السلام زخمی و تعدادی نزدیک به سیصد نفر به شهادت رسیدند.
روز دیگر، احمد بن موسی علیه السلام یاران خود را به پشت دروازه شهر شیراز منتقل کرد و همان‌جا خیمه زد. قتلغ خان که دریافت قادر به پیکار با احمد بن موسی نیست و با وجود شجاعت و فداکاری سپاه احمد بن موسی، توان مقابله مردانه با آنها را ندارد، با عده‌ای از فرماندهان سپاه خود، طرح نیرنگی را ریخت تا شاید با این روش بر آن‌ها فائق آیند. بر اساس نیرنگ و توطئه طراحی شده،‌ جمعی از سپاهیان جنگ آزموده را با شیوه جنگ و گریز به صفوف یاران احمد بن موسی گسیل داشت و به آن‌ها دستور داد در اولین درگیری وانمود به عقب نشینی و شکست کنند و به سوی دروازه‌های شهر بازگردند تا توسط سپاه مقابل تعقیب شوند. یاران و برادران احمد بن موسی علیه السلام، با این خدعه به داخل شهر کشانده شدند. دشمن، دورازه‌های شهر را بست. سپاهیان قتلغ خان که از پیش در گذرگاه‌های شهر کمین کرده بودند، تعدادی از‌ یاران احمد بن موسی علیه السلام را هر کدام به وضعی و در موضعی به شهادت رساندند، و عده‌ای از نیرنگ دشمن به سلامت گریخته و ‌در اطراف پراکنده شدند. مورخان اتفاق نظر دارند که بیشتر امامزادگان در فارس و دیگر شهرهای ایران، از پراکنده شدگان این واقعه هستند.
از ورع و کرامت احمد بن موسی علیه السلام همین بس که وقتی خبر شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در مدینه منتشر شد، مردم بر در خانه «اُم احمد» جمع شدند؛ آن‌گاه همراه با احمد بن موسی علیهما السلام به مسجد آمدند و به سبب شخصیت والای احمد بن موسی علیهما السلام گمان کردند که پس از شهادت پدرش، وی جانشین و امام است. با او بیعت کردند و او نیز از آنها بیعت گرفت؛ آن‌گاه بر بالای منبر رفت و خطبه‌ای در کمال فصاحت و بلاغت بیان کرد و فرمود: «ای مردم، هم‌چنان که اکنون تمامی شما با من بیعت کرده‌اید، بدانید که من خود، در بیعت برادرم علی بن موسی هستم. او پس از پدرم، امام و خلیفه به‌حق و ولیّ خداست. از طرف خدا و پیامبر بر من و شما واجب است که از او اطاعت کنیم.
آنگاه‌ در فضایل برادرش «علی» سخن گفت و تمامی حاضران تسلیم گفته او شدند و از مسجد بیرون آمدند، در حالی که پیشاپیش آنها احمد بن موسی بود. همگی خدمت امام رضا علیه السلام رسیدند و به امامت آن بزرگوار اعتراف و با آن حضرت بیعت کردند. علی بن موسی علیه السلام درباره برادرش «احمد» دعا کرد و فرمود: «هم‌چنان که حق را پنهان و ضایع نگذاشتی، خداوند در دنیا و آخرت تو را ضایع نگذارد!»
در زندگانی احمد بن موسی علیه السلام نیز حکایات و روایات فراوانی از فضل و کرامتش موجود است که در این مختصر نمی‌گنجد. مروری گذرا بر بخشی از زیارتنامه آن جناب، می‌تواند تابلویی از کرامت و بزرگی ایشان را برایمان ترسیم کند:
«سلام بر تو ای فرزند ولیّ خدا؛
سلام بر تو ای برادر ولیّ خدا؛
سلام بر تو ای عموی ولیّ خدا؛
سلام بر تو ای سید سادات بزرگوار؛
سلام بر تو ای احمد فرزند موسی کاظم علیه السلام؛
سلام بر آنکه در طایفه‌اش آقا و سرور بود، و در میان بستگان خود عزیز و گرانقدر؛
آن‌که در بخشش دارایی و ثروتش کریم، و در دین و شریعتش پرهیزگار بود؛
سلام بر آن‌که از علی بن ابی‌طالب و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی کرد، و هزار برده را در راه خدا رهانید؛
و خالصانه در آئین خود خدا را پرستید تا اینکه حقیقت را دریافت؛
سلام بر آنکه ابوالحسن موسی دوستش داشت و او را بر همگان مقدّم می‌داشت؛
... و با نگاهش از او مراقبت می‌کرد و از او غافل نمی‌شد.
سلام بر پدر زندانی و مظلومت، و بر برادر غریب معصومت که ظالمانه مسموم شدند...
سلام بر مادر مطهر و پرهیزگارت که امانت‌دار ودیعه‌های امامت بود.
سلام بر خواهر پرهیزگار و پاکت فاطمه معصومه که بهشت بر هر آنکه زیارتش کند واجب است»
در پایان بخشی از شعر دکتر عبدالوهاب نورانی وصال، از استادان فقید دانشگاه شیراز را در مدح حضرت احمد بن موسی(ع) از نظر می‌گذرانیم؛ شعری که با قلمکاری در حرم آن حضرت نصب شده است:
ای قبله بارگاهت از رفعت
با عرش برین برابری کرده
نور تو فروغ زُهره را بازار
خالی ز هجوم مشتری کرده
ای کشتی خاندان عصمت را
با تقوی خویش لنگری کرده
هر روز مکان و آستان تو
خلقی به امید، یاوری کرده
مانند حسین، سرورِ احرار
در عرصه دین دلاوری کرده
 
(برای مطالعه در تاریخ حضرت احمد بن موسی علیه السلام ن.ک:
ـ اربلی (۶۹۳ ق‏)، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، بنی هاشمی‏، تبریز، ۱۳۸۱ ق‏، چاپ اول‏.
ـ بحرالعلوم، سید جعفر، تحفة العالم في شرح خطبة المعالم، مکتبه صادق، چاپ دوم، تهران، ۱۴۰۱ق.
ـ زاهدی، سیدیاسین، «احمد بن موسی(ع)»، مجله سخن تاریخ، تابستان ۱۳۸۸ش، شماره ۵.
ـ شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۳۰ش.
ـ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، کنگره شیخ مفید، قم‏، ۱۴۱۳ ق‏.
ـ نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، دارلاضواء، بیروت، ۱۴۰۴ق.
ـ کشی، محمد، اختیار معرفه الرجال، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
ـ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدُرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.
ـ جلوه‌گاه نور، ص۲۴ ۳۸.
ـ آثار الاحمدیه، ص۲-۸.
ـ قیام سادات علوی، ص۱۶۹ به نقل از زاهدی)
 
Telegram-Icon
کلید واژه ها:
منبع خبر روابط عمومي
تعداد مشاهده: 44
 

Shahid Beheshti University,دانشگاه شهید بهشتی

دانشگاه شهید بهشتی